فوریه 20, 2018 پیام قربانپور 3دیدگاه

اسم این کتاب رو زیاد می‌شنیدم و همینطور اسم فیلمش رو چون یه فیلم هم ازش ساخته شده. البته من فیلم رو ندیده بودم. هنوز هم ندیدم. فقط از دور و نزدیک راجع بهش شنیده بودم(مثبت). با دوستم که رفته بودیم به کتاب فروشی، تو قفسه این کتاب رو دیدم و برش داشتم. دوستم می‌گفت کتابی که نمی‌شناسیش، برداشتنش ریسکه. چون ممکنه باب میل‌ت نباشه. اما من برش داشتم. الان که تموم شده از ریسک کردنم راضیم.

مردی به نام اُوه

مردی به نام اُوه رمانی که این روزا معروف شده و تو نیویورک تایمز ازش تجلیل می‌شه و از نویسنده‌ش نوشته می‌شه.(البته این موضوع مال سال ۲۰۱۶ هستش، یک سال بعد از زمانی که کتاب منتشر شد.) و از پرفروش‌های آمازون تو سال ۲۰۱۶ بوده، داستان زندگی پیرمردیه به نام اُوه.

اُوه شخصیت بدعنق و گنددماغی داره. این طور ازش توصیف می‌شه. اما به مرور که باهاش آشنا می‌شیم و به زندگی‌ش و گذشته‌ش پی می‌بریم درکش می‌کنیم و حتی پامونو فراتر می‌ذاریم و دوستش می‌داریم. داستان این کتاب مال قبل از بدعنق شدن و بعد از بدعنق شدن و بعد از دوباره کمی خوش‌عنق شدنشه.
اُوه شخصیت مهربان و دوست‌داشتنی‌ای داره. در تضاد با توصیف قبلی این طور هم ازش توصیف می‌شه.

وقتی داشتم کتاب رو می‌خوندم همیشه اُوه رو با صدای جانی کش تصور می‌کردم. دلیل‌ش رو نمی‌دونم. شاید تو ناخود‌اگاهم یه جایی این دوتا به هم می‌رسن. به خاطر همین شاید اصلا فیلمش رو ندیدم. چون می‌دونم جای شخصیت اُوه جانی کش بازی نمی‌کنه.

نوع نوشتن نویسنده رو دوست داشتم. جوری که جملات رو کنار هم می‌چید تکیه کلام‌ها و شخصیت‌سازی‌هاش یا جوری که بخش‌ها رو تموم می‌کرد جالب بود. اما نه همه‌ی بخش‌ها.

کتاب به ۳۹ + ۱ بخش تقسیم می‌شه. از نظر من بعضی از این بخشا باید حذف می‌شدن چون حوصله‌سربر بودن. و وقتی اون بخشا رو حذف کنی چیزی که می‌مونه محشره.

شاید مهمترین چیز این کتاب که اون رو برای ما ایرانی‌ها جالب می‌کنه اینه که یک شخصیت ایرانی به نام پروانه هم در ماجرا حضور داره. یه حضور مؤثر. در این مورد شنیدم که در معرفی کتاب گفته شده‌بود: “مردی به نام اُوه که پس از آمدن یک زن ایرانی زندگیش تغییر می‌کند.”[شاید این‌طور بشه گفت!]

فردریک بکمن

فردریک بکمن، نویسنده‌ی مردی به نام اُوه، کتابای زیادی نوشته با جلد‌های زیبا که یه جور امضای کاراش محسوب می‌شه. شخصیت‌هایی که به ما پشت کردن و به افق خیره شدن انگار با ما دارن به روایتی که قرار ازشون گفته بشه نگاه می‌کنن. آخر این کتاب هم یه چند برگی از اون یکی کتابش به نام “مادر بزرگم ازم خواست که به شما بگم معذرت می‌خواد(My Grandmother Asked Me to Tell You She’s Sorry )” برای تبلیغ و جذب خواننده به خوندن بیشتر از کاراش آورده شده که البته من نخوندمش.

ترجمه

اصل کتاب به زیان سوئدیه. من نسخه‌ی ترجمه‌ی انگلیسیه این کتاب رو خوندم و هیچ ترجمه‌ای(فارسی) ازش رو توصیه نمی‌کنم. اما توی یکی از ترجمه‌‌های فارسی کتاب مردی به نام اُوه از فرناز تیمورازف یه نقل قول از روزنامه اشپیگل بالای جلد کتاب آورده شده که از این قراره:

کسی که از این رمان خوشش نیاید، بهتر است اصلاً هیچ کتابی نخواند

اُوه شخصیتیه با ویژگی‌های منحصر به فرد خودش. هیچ ماشینی جز ساب(Saab) سوار نمی‌شه. به شرکت‌های بزرگ تکنولوژی گیر می‌ده. تو تلویزیون  چیز بدردبخوری نمی‌بینه. قانون‌های خودش رو داره و بهشون پایبنده و واسه‌شون دلیل داره.

در کنار نوشتن از زندگی روزمره‌ی اُوه یک داستان عشقی هم پیش می‌ره که به جذاب‌تر شدن داستان کمک می‌کنه و این عشق و تاثیرگذاریش توی زندگی روزمره‌ی اُوه رو می‌شه دید. در کل رمان زیباییه و خوندنش بسیار دلنشینه. اما می‌تونست دلنشین‌تر هم باشه به همین خاطر توی گودریدز چهار ستاره از من گرفته.

3 دیدگاه در “مردی به نام اُوه

  1. ۱. ساید افکت باحال برنامه نویس بودن اینه که بعد از حجم معتنابهی داکیومنت خوندن، ناخواسته این سوپر پاور هم نصیب برنامه نویس می‌شه که بتونه بی ترجمه و بی زیر نویس بره سراغ کتاب و فیلم. چیزی که شاید حسرت اهل ادبیات باشه. تلخیش اینه که این کتاب سوئدی نوشته شده و ما همچنان باید ورژن ترجمه شده‌ش رو بخونیم.
    ۲. کتاب جالبیه. شخصیت ساده‌ی اوه یقینن اونقدر حرفی برای گفتن نداره‌(نه در حد ۳۳۳ صفحه) و این روایت بازیگوشانه‌ی نویسنده‌س که جذابش کرده. هرچند این همه ترجمه‌ از کتابهاش توی ایران توی این مدت کم، آدم رو مردد می‌کنه، اما به نظر نویسنده‌ایه که بیش از یک کتابش ارزش امتحان کردن داشته باشه.

    1. در مورد ترجمه درست گفتی. قطعا اگر زیان سوئدی‌م خوب بود نسخه‌ی اصلی دلچسب‌تر بود.
      خیلی خوبه که باهام هم عقیده‌ای که کتاب به اصطلاح کش پیدا کرده. ولی خیلی باهات هم عقیده‌ام که نویسنده‌ی بدی نیست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *