فوریه 7, 2018 پیام قربانپور 3دیدگاه

براتون پیش اومده آهنگی رو بشنوید بعد یه ریمیکس ازش بیاد و بگید آهنگ اصلی بهتر بود؟
یا پیش اومده که کتابی رو بخونید بعد فیلمی که بر اساس کتاب ساخته‌شده رو ببینید؟

اول کتاب بعد فیلم یا برعکس؟

اتفاقی که در مورد من افتاد این بود که اول فیلم خطای ستارگان بخت ما(the fault in our stars) رو دیدم و بعد کتابش رو خوندم. مثل اتفاقی که در مورد مجموعه‌ی هری پاتر برام افتاد.(البته توی اون مقدار کمی از مجموعه‌ي هری پاتر رو دیدم و بعد کتاب‌هاش رو شروع کردم)
تو هر دوی این‌ها، کتاب برتری قابل توجهی نسبت به فیلم داشت. اتفاقی که معمولا می‌افته اینه که چیزی که اول بهش بر‌می‌خورید بیشتر نظرتون رو جلب می‌کنه. مثلا ریمیکس‌های کمی هستن که از آهنگ اصلی بهتر دربیان. چیزی که می‌خوام بگم اینه که کتاب دنیای فوق‌العاده‌ای رو می‌سازه که با این که امروز از پیشرفته‌ترین تکنیک‌ها در فیلم‌سازی استفاده می‌شه اما باز هم فیلم جای کتاب رو نمی‌گیره. البته این رو هم بگم که هر دوی این‌ها احساسات متفاوتی رو در آدم به‌وجود میاره. در حقیقت این دنیای فوق‌العاده رو ما و بهتر بگم مغزمون می‌سازه. ما توی ذهنمون نوشته‌های نویسنده رو اونجوری که خودمون مي‌دونیم تصویر‌سازی می‌کنیم. در واقع خوندن هر کتاب یه مشارکت دوطرفه‌ست. طرف نویسنده که چیزایی که تو ذهنشه رو می‌نویسه و طرف ما که نوشته‌ها رو مطابق خواسته‌مون می‌سازیم.

کتاب خطای ستارگان بخت ما
خطای ستارگان بخت ما

خطای ستارگان بخت ما یا به قول فرنگی‌ها (The fault in our stars)

کتاب جریان زیبایی داره.جلد زیبایی داره. داستان زیبایی داره. تصویرسازی زیبایی داره. احساسات زیبایی داره.در نهایت کتاب زیباست.البته اگر بخوام سخت‌گیری کنم می‌تونم بگم که می‌تونست نوشتارش بهتر باشه.یعنی از آرایه‌‌های ادبی بیشتری استفاده کنه یا … این‌ها باعث شد که من ۴ ستاره توی گودریدز بهش بدم.
کتاب خطای ستارگان بخت ما به موضوع سرطان پرداخته. موضوعی که شاید فیلم‌ها و کتاب‌های زیادی از قِبَلِش به وجود اومده. کتاب مکررا به این که بعد از سرطان چه اتفاقی می‌افته می‌پردازه. موضوع دراماتیکی که برای افراد مبتلا به این بیماری و نجات یافته از اون، وجود داره اینه که هر آن امکان بازگشت بیماری هست و این باعث بلاتکلیفی برای خود فرد و اطرافیانش میشه. توی این کتاب شخصیت اصلی داستان، هیزل گریس(hazel grace)، سعی می‌کنه تا از اثرات این موضوع کم کنه.

i’m a grenade and at some point I’m going to blow up and I would like to minimize the casualties

 

من مثل يه بمب هستم که يه روز منفجر ميشه…و دوست دارم که تلفات رو حداقل کنم.


یه نقل قول از کتاب که یه جا هیزل خودش رو به یه بمب تشبیه می‌کنه که  قراره منفجر بشه و وقتی منفجر شد اطرافیانش در امان نخواهند بود.

ترجمه

چون من نسخه‌ی اصلی کتاب رو خوندم نمی‌دونم که کدوم ترجمه‌ش می‌تونه بهتر باشه. بنابراین در این زمینه نمی‌تونم کمکی کنم اما می‌دونم که سه تا ترجمه ازش اومده:

آثار

از جان گرین چند تا کار دیگه هم هست مثلا در جستجوی آلاسکا(Looking for Alaska) یا زمین بر پشت لاکپشت‌ها(Turtles All the Way Down) [میشه دست بالای دست بسیار است هم ترجمه‌ش کرد] که امتیازهای خوبی هم توی گودریدز از خواننده‌ها گرفتن و جزو گزینه‌های بعدی من از این نویسنده برای خوندن هستش.

خطای ستارگان بخت ما از آدم‌هایی میگه که بودنشون تو دنیای ما مشروطه و این که وقتی(اگر) نباشن چه اتفاقی برای این دنیا می‌افته. دنیایی که اون‌ها اطراف خودشون به وجود آوردن و در واقع ما بخشی از دنیای اون‌ها هستیم.

3 دیدگاه در “خطای ستارگان بخت ما

  1. در مورد موضوع کتابی که مطالعه کردی تا نخونمش نمی تونم اظهار نظر کنم، امّا موفّق شدی تا من رو برای خواندنش وسوسه کنی!
    امّا در مورد کتاب و فیلم یا آهنگ و ریمیکسش گفتی…
    برای من هم دقیقاً همین حس وقتی که کتاب “کوری” رو می خوندم و بعد فیلمش رو دیدم به وجود اومد…
    فکر می کنم متمایز ترین بخش یک کتاب و فیلم، جلوه های فوق ویژه ای است که ما در ذهنمون می سازیم…انگار سطح توقع خودمون رو از داستان با تصویر سازی هایی که هنگام مطالعه ی کتاب می کنیم بالا می بریم و وقتی به تماشای اون فیلم می نشینیم دیگر اون تصاویرِ فیلم برداری شده برامون لذّت چندانی نداره…
    ببخش که این قدر پراکنده نوشتم، تو محیط شلوغی نشستم…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *